علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه سن داره

عــــلـــیـرضــــا، عزیزدل مامان و بابا

دایره لغات علیرضا

1393/4/4 1:38
نویسنده : مامان و بابا
238 بازدید
اشتراک گذاری

آقا علیرضا روزای اول تولدش وقتی از چیزی ناراحت بود می گفت: اِ هه هه

تا نزدیکای یک ونیم ماهگی که می گفت: اِ!  این بیشتز حالت تعجبی داشت. و در پاسخ حرفای ما می گفتو

نزدیک دو ماه داشت که  اغغغ و اغوم و آغا رو شروع کرد.

از دو ماهگی اونگه و اغوم می گفت. این کلمه اونگه رو خیلی تکرارمی کنه. جتی تا الان که ده ماهشه. به حالت های مختلف گفته شده. تعجبی، سوالی، با شادی. بیشتر وقتا که عطسه می کنه بعدش با لبخند میگه اونگه. فیلمش رو هم گرفتیم. البته تازگی ینی تو ده ماهگی این کلمه رو خیلی سریع می گه.

اواسط هشت ماهگی (فروردین 93- بعد از بازگشت از جهرم) بود که دَدَ گفتن رو شروع کرد. خیلی زیاد و با سرعت می گفت دَ دَ دَ دَ دَ....

چند روز بعدش بابا و بعد از یکی دو روز ماما رو گفت. اینم بگم که من (مامان علیرضا) خیلی باش بابا گفتن رو تمرین می کردم. البته بچمون از اولش بابایی بود!

اینم بگم که هنوز اسم من و باباش رو نمی دونه و همین جوری میگه. حالا دارم سعی می کنم به علیرضا جون یادبدم که هرچیزی اسمی داره.

بوووه هم زیاد تکرا می کنه. و عمممه می گه. این عمه رو  بیشتر موقع گریه  کردن میگه! عمه های عزیز ش رو صدا میکنه بچمون.

.و دیروز ینی سوم تیر یه عادت جدید از بابایی یاد گرفت. اینکه هوا رو می خواد از گلوش قورت بده. بابایی یکی دوبار اینکارو جلوش انجام داده بود که علیرضا سریع یادگرفت!

یکی دوروزه دندون قروچه هم می کنه. هفته پیش بود که دندون سومش  از بالا داره درمیاد.

راستی همین امشب همینطور که نشسته بود دیدیم آروم آروم خودش رو داره جلومی کشه... به سمت لپ تاپ بابایی! ساعت حدود ده شب دوشنبه سوم تیر بود.

 

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

خاله مضی
5 تیر 93 0:12
عزیزدلم...قربون اون اونگه گفتنت